قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2382

تاريخ الفي ( فارسى )

تركان چون خبر از توجّه امير بدر يافتند و دانستند كه قاضى يمين الدّوله از شرّ او خلاص يافت به جانب شام مراجعت نمودند ؛ چه ، ايشان را طاقت مقاومت امير بدر نبود . بنابراين ، به آن حيله و مكر قاضى را منّت‌دار خود ساختند ، امّا بدر چون دانست كه تركان مراجعت نمودند باز متوجّه صور گشت و قريب به يك سال آن شهر را محاصره داشت و با وجود آنكه بسيار در شهر گرانى و تنگى روى نموده بود ، امّا قاضى يمين الدّوله آنچنان با مردم سلوك مىكرد كه اهالى آن ديار بر شدّت و سختى آن روزگار به واسطهء خاطر او مصابرت نموده مطلقا اضطراب و بىتابى ظاهر نمىساختند ، بلكه آنچنان ظاهر مىنمودند كه اگر يك سال ديگر امير بدر توقّف نمايد ، ايشان به تنگ نخواهند آمد . بنابراين ، امير بدر به تنگ آمده از سر محاصرهء آن بلده برخاست . و از جمله وقايع اين سال آنكه امير محمّد بن ابو هاشم كس خود پيش سلطان الب ارسلان فرستاده اظهار اخلاص و يكجهتى با او نمود . و مصداق محبّت و يكجهتى آن بود كه خطبهء المستنصر باللّه علوى را قطع نموده در مكّه خطبهء القائم بامر اللّه عباسى را خواند و الب‌ارسلان را نيز در خطبه داخل نمود و شعار علويّه را مطلقا برانداخت و به جاى « حىّ على خير العمل » در بانگ نماز صبح « الصّلوة خير من النوم » [ 282 الف ] را به دستور اهل سنّت امر فرمود . و چون الب‌ارسلان بر يگانگى و اخلاص وى اطلاع يافت از براى او ، خلعت پادشاهانه و سى هزار دينار فرستاد و هر ساله ده هزار دينار مقرّر گردانيد و به او نوشت كه : « اگر والى مدينه طيّبه ، مهنّا ، نيز با تو در اين باب موافقت نمايد از براى او نيز بيست هزار دينار و خلعت مىفرستم و هرساله پنج هزار دينار مقرّرى او خواهد بود . » و منشأ اين امر از صاحب مكّه آن بود كه در اين سال در مصر و نواحى آن‌چنان قحطى شده بود كه مردم ، جميع اقسام ميّته را مىخوردند ؛ حتّى مردم ميل به سگ مرده كرده گوشت او را به تلاش تمام مىربودند و قيمت سگى ، اگر پيدا مىشد ، به پنج مثقال طلا رسيده بود . و چون هميشه غلّهء حرمين از مصر مىآمد و در اين سال از آنجا مطلقا غلّه به ايشان نرسيد ، محمّد بن ابو هاشم اوّلا از روى اضطرار دست به زينت كعبه دراز كرده آنچه از طلا در استار كعبه و ميزاب و دروازهء كعبه بود گرفته خرج نمود و همچنين والى مدينه ، مهنا ، قناديل ضريح نبوى را ، عليه التّحيّة و السّلام ، پايين آورده در مصارف خود صرف نمود . و چون آن وجه ، كافى نبود و از جانب مصريان به واسطهء امتداد ايّام قحط ، امداد ايشان متصوّر نبود ، بالضّروره دست به متابعت عباسيّه زده خود را از آن مهلكه نجات دادند . و از جمله حوادث اين سال آنكه در روز سه‌شنبه يازدهم شهر جمادى الاولى كه هشتم شهر